Archive by Author

خوشبختی چگونه هر روز به ما چشمک می زند؟

چه موقع از روز از خواب بیدار می شوید؟

تا به حال شاید زیاد در مورد کسی شنیده باشین که “خیلی آدم خوشبختی ست“. خب من اینجا می خوام در مورد اسرار خوشبختیه این دسته آدم ها به شما بگم. البته نه در مورد همه ی این آدم ها اما به قدر کفایت در مورد پایه های موفقیتی که هر روز این آدم ها می سازن چیزهایی هست که شنیدن آنها خالی از لطف نیست.

  • سحر خیز باشین.

برای هفته ای که در پیش دارین نیم ساعت زودتر از خواب بیدار بشین و به کارهاتون برسین. اگر که بعضی از کارهاتون رو سریع تر انجام دادین پس هفته بعدش کمی زودتر از خواب بیدار بشین. ابتدای روز بهترین وقت برای انجام بسیاری از کارهاست چونکه بسیاری از دل مشغولی های شما هنوز شروع نشده مثل: جواب دادن به ایمیل هاتون، توییت هاتون و همچنین پست های وبلاگ تون.

  • سر تیتر روزنامه ها را بخونین و به تماشای اخبار بنشینین.

نه تنها شما باید از اوضاع و اخبار جهان پیرامون تون با خبر باشین بلکه شما باید اول نفری باشین که از اینها برای خودتون و برای تجارت تون فرصت بسازین (البته اگه شما نفر اول باشید) قبل از اینکه نفر اولی باشین که بخواهید یک لیوان چای دبش سر صبح نوش جان کنین.

  • برای کسی که ممکنه شما را استخدام کنه یا موجب پیشرفت شما بشه ای میل بفرستین.

می تونین ای میلی بفرستین که نشون بده شما به چه تعهداتی پایبند هستین و یا چه محصولی را تولید می کنین برای نمونه می تونین ای میلی که محتوی لینکی از نمونه محصول شماست را برای شخص مذبور بفرستین با پیامی خیلی کوتاه.

  • با دوستان و همکارانی که مدت هاست که از هم بی خبرید ارتباط برقرار کنین.

حال شون رو بپرسین، ببینین که چه کاری الان انجام می دهند و بهشون پیشنهاد کمک بدین. این جوری باعث پیشرفت بقیه بشین و به قولی روزشون رو بسازین.

  • نوشته ای دست نویس برای یک دوست بنویسین.

جدا. این هنری است که به دست فراموشی سپرده شده و تاثیر عجیب و شگرفی دارد. همیشه یه نفر هست که می تونین از اون تشکر کنین و یا بهش گوشزد کنین که کارش درست نبوده.

فهرستی ساده ولی بسیار موثر. فقط کافی ست که برای یک ماه هر روز هفته این پنج کار را انجام بدین. اون وقت هست که می تونین به من بگین که آره تو درست می گفتی ولی اگه اشتباه می گفتم اون وقت شاید من حداقل بتونم وقتی که لنگ ظهر از خواب بیدار می شین براتون یه چای تازه دم بیارم (:

با اندکی تغییر از اینجا


در بخش: سبک زندگی

PageRank گوگل، حقیقتا اهمیت دارد؟

خب واقعا PageRank چه کاری انجام می دهد؟ باید نسبت به هر تغییر هر چند کوچک در مورد امتیاز PageRank حساسیت به خرج داد؟ یا اینکه اصلا نیازی هست که روی بالا بردن PageRank تمرکز کرد؟
گرچه این ها سوالات خوبی هست که شاید شما داشته باشید، ولی قبل از اینکه به استاندارد PageRank گوگل بپردازیم ، بیایید نگاهی بندازیم به اینکه PageRank دقیقا چی هست؟ چه طور بالا میره و چطور میره پایین. با درک کردن این موضوع که PageRank چطور محاسبه می شود، شما می توانید به محدودیت های نمایانش در دنیای تکامل یافته جستجو پی ببرید، همچنین چه چیزهایی باعث می شود که این معیار به صورت موثر اندازه گیری شود.

PageRank چیست؟

قبل از اینکه به معنای واژه PageRank بپردازیم نیازی نیست که شما نگاهی به صفحه ی بررسی اجمالی فناوری گوگل بندازید، که PageRank را اینگونه توصیف کرده است:

” زمانی که گوگل بنیان گذاری شد، یکی از کلیدهای نوآوری اش PageRank محسوب می شد، نوعی فناوری که اهمیت هر صفحه تارنمای وب را براساس پیوندهای صفحات تارنمای دیگر به این تارنما و همچنین داده های دیگر تعیین می کرد.“

اساسا PageRank، که بعد از لری پیج یکی از بنیان گذاران گوگل این گونه نام گذاری شد، به هر صفحه نمره ای می دهد (در صفحه Index) بر پایه ی اینکه چند وبسایت به این تارنما لینک (پیوند) داده شده اند و کیفیت نسبی این پیوندها. امتیاز PageRank بر پایه ی مقیاس ۰-۱۰ گزارش داده می شود، با داشتن PR0 پایین ترین رتبه و با داشتن PR10 بالاترین رتبه را خواهید داشت.

اگر یک وبسایت تازه بنیان دارید PR شما به طور معمول N/A است تا اینکه PageRank به روز یا اصطلاحا آپدیت شود.

و اگر برای شما این سوال پیش آمده که PageRank را چطور مشخص می کنند، طبق PageRank Explained، معادله ای که احتمالا PageRank اندازه گیری می شود به شکل فرمول زیر است:

” PR(A) = (1-d) + d(PR(t1)/C(t1) + … + PR(tn)/C(tn))q

فرمول بالا معادله اصلی منتشر شده است زمانی که گوگل برای نخستین بار استاندارد PageRank را گسترش می داد، گرچه با گذشت سال ها تغییراتی در این زمینه انجام شده اما متغیرها همچنان شبیه همین متغیرهایی است که در معادله ی بالا نوشته شده است.

و اگه برای شما مهم نیست که چطور محاسبه می شود، مهم ترین نتیجه ای که می توان گرفت این است که لینک هایی که از یک سایت PR3 گرفته می شود با ۵ لینک خروجی با ارزش ترند از لینک هایی است که از یک سایت PR5 گرفته می شود و ۱۰۰۰ لینک خروجی دارند.

نکته ای که در مورد PageRank می توان گفت این است که بر پایه یک مقیاس وابسته به الگوریتم کار می کند. به این معنی است که تفاوت یک سایت PR0 و PR1 مثل تفاوت یک سایت PR7 و سایت PR8 نیست. تصویر زیر که توسط Elliance ساخته و پرداخته شده به شما مفهومی از کلیت این منظور می دهد.

googlepagerankexplained

اغلب چه زمانی PageRank به روز می شود؟

در سال ۲۰۰۸ پنج بار این اتفاق رخ داد، ۲۰۰۹ هم پنج بار، یک بار در سال ۲۰۱۰، سه بار از سال ۲۰۱۱ تا الان. گرچه بر اساس تاریخ در طول سال به تعداد بسیار کم این لیست به روز می شود، اما در واقع بر اساس نیازها و اهداف گوگل مدام در حال به روز شدن است.

دلیل اینکه گوگل نمی خواهد مدام امتیاز PR صفحه شما را روزانه گزارش دهد این است که گوگل نمی خواهد شما را آزار بدهد به جایش شما را تشویق می کند و بر اساس ارزش آدم ها شما صفحه تان را طراحی و خلق کنید، اما در عوض این مشکل را هم به گونه ای حل کرده است.

خب در هر حال، شما چه یک سایت تازه بنیان یا که قدیمی داشته باشید، برای شما خوب است که بدانید امتیاز PageRank شما در حال به روز شدن است و شما نباید به آن چیزی که نوار ابزار گوگل گزارش می دهد مدام توجه داشته باشید. در عوض شما باید به بازاریابی بپردازید ٬ تجارت تان را گسترش بدهید ٬ محتوایای خوب تولید کنید و یا با کاربران رفتار خوبی داشته باشید .

PageRank حائذ اهمیت است؟

PageRank وابستگی خاصی بر روی نتیجه جایگاه‌های موتورهای جستجو ندارد، این که شما PageRank بالایی داشته باشید ضمانتی نیست که در نتایج جستجو هم در اولین جایگاه ها باشید. و اینکه شما در جایگاه اول جستجو باشید به این معنی هم نیست که شما PageRank بالایی داشته باشید.

اگه شما نگاهی به شکل زیر بیاندازید به شما توضیح شفافی در مورد علم وابستگی در PageRank می دهد:

prsitesengines

طبق مطالعات انجام شده توسط SEOmoz، آنها ۴۰۰۰ عبارت کلیدی در موتورهای جستجو را مورد تحلیل قرار داده اند و مقایسه ای بین SERP و امتیاز PageRank شخصی خود این صفحات انجام داده اند. اگر دو متغیر کاملا به هم وابسته باشند، در این صورت بالاترین PageRank در جایگاه اول قرار می گیرد، وابستگی در این حالت حدودا ۱٫۰۰ خواهد بود. اما همین طور که در نمودار مشاهده می کنید وابستگی بین رتبه بندی و PageRank در SERP گوگل به ندرت به ۲٫۰۰ می رسد.

نتیجه کلی این مطالعه این است که PageRank گوگل به نسبت کم با رتبه بندی دیگر موتور های بزرگ جستجو همبستگی دارد.

این در حالی است که PageRank در گذشته نقش بزرگی در الگوریتم موتور جستجوی گوگل ایفا می کرد، این نقش امروزه اهمیت چندانی در رتبه بندی این موتور جستجو ندارد، حقیقت بزرگ این است که خیلی از فاکتورهای جستجو بعد از معرفی PageRank پا به عرصه وجود گذاشته اند. هر چقدر فاکتورهای رتبه بندی بیشتر معرفی شود، بار وابستگی اش نیز سبک تر می شود، به گونه ای که هر کدام نشان دهنده ی درصد کمی از امتیاز هر صفحه خواهند شد.

برای مثال وقتی PageRank برای نخستین بار راه اندازی شد، احتمالا یکی از هزاران فاکتوری بود که گوگل برای الگوریتم موتور جستجو خود در نظر گرفته بود. امروزه گرچه برای این الگوریتم بیش از ۲۰۰ متغیر در نظر گرفته می شود، کاهش اهمیت هر یک از این فاکتورهای جستجو، توجه این موتور جستجو را به خود معطوف کرده است.

PageRank  و شما

توصیه می‌کنم که بجای تمرکز بروی PageRank سایت خود بر روی موارد زیر توجه داشته باشید :

۱ . حجم ترافیک بر روی شبکه های اجتماعی: همان طور که ترافیک صفحه تان بر روی شبکه های اجتماعی بالا برود، لینک های بیشتری به سایت تان مرتبط می شوند و در نتیجه PageRank بهتری خواهید داشت.

۲ . محتوای عالی خلق کنید: اگر مطلب خوبی دارید و به نوعی منحصربفرد است دیگران به آن پل می زنند و پیدایش می کنند و لینک های بیشتری به وبسایت شما سرازیر خواهد شد.

۳ . کدها را تمیزکنید: اگر کدهای وبسایت شما به خوبی با موتورهای جستجو کنار نمی آیند پس رتبه خوبی در موتورهای جستجو نمی گیرید. Meta tags به URL سایت، ساختارها نکات ساده ای ست که که می توانند تاثیر شگرفی بر روی ترافیک وبسایت داشته باشند. برای نمونه شما بهینه ساری این دو نکته ساده می توانید بالغ بر ۳۰% ترافیک سایت تان را افزایش دهید.

۴ . زمان: بهینه سازی سایت تان در موتورهای جستجو دیگر یک بازی ساده محسوب نمی شود، با این کار شما در جایگاه بالایی در موتورهای جستجو قرار می گیرید بدون اینکه واقعا زمان و یا فعالیت خاصی را صرف انجام این کار کرده باشید. نگاه به این نداشته باشید که به سرعت رشد کنید، اما صبور باشید. زمان تان را بر روی کیفیت لینک ها بگذارید که به سایت شما وصل می شوند نه به کمیت این لینک ها که می تواند در یک چشم به هم زدن هزاران لینک به سایت تان پیوند دهید.

۵ . اعتبار سایت: اگر می خواهید هزاران چه بسا میلیون ها بازدید کننده داشته باشید به صرفه نیست که فقط بر روی چند کلمه کلیدی بر روی موتورهای جستجو تمرکز کنید، اگر در بین هزاران جایگاه هیچ رتبه ای نداشته باشید پس در بین میلیون ها جایگاه هم رتبه ای نخواهید داشت. لینک ها را به صفحات داخلی وبسایت تان مرتبط بسازید در عوض این گونه صفحه اصلی سایت تان دارای اعتبار بیشتری می شود و همچنین رتبه تان بالاتر خواهد رفت.

ختم کلام

خب بر پایه ی این اطلاعات، نتیجه گیری خیلی آسان است که PageRank دیگر آنقدرها هم حائذ اهمیت نیست. و راحت تر بخوام بگم دیگه اصلا مهم نیست. شما PageRank بالا داشته باشین به این معنی نیست که جایگاه بالاتری در موتور جستجو دارید، منظور این است که بالا بردن PageRank باعث نمی شود که شما ترافیک بیشتری از بازدید کننده ها را به سایت تان سرازیر کنید . از این نقطه نظر که بهبود این استاندارد باعث تفاوت و تغییر عظیمی در سایت تان می شود، این نکته هم حقیقت دارد که بگویم به جز این کار PageRank دارای هیچ گونه کاربرد دیگری نیست.

سوزان موسکوا، مدیر تحلیلگر روند وبسایت های شرکت گوگل، به صورت مختصر و گویا این نظریه را این گونه توصیف می کند:

من ثابت می کنم که هیچ یک از ما صادقانه اهمیتی به PageRank به عنوان یک هدف پایان یافته نمی دهیم. PageRank به وجود آمد برای برطرف کردن نیازهای خودمان برای خواسته های‌مان مانند: پول زایی در وب سایت هایمان، جذب خوانندگان، اشتراک بیشتر در روزنامه ها و …

اما این گفته به این معنی نیست که واقعا PageRank فاقد هر گونه ارزشی است. در واقع هنوز در دو زمینه PageRank دارای اهمیت بالایی است:

۱ . PageRank باعث می شود وبسایت تان مداما فهرست بندی شود.

۲ . از آن به عنوان مقیاسی استفاده می شود برای مجازات کردن لینک هایی که برای تدابیر تخریبی به وبسایت ها متصل می شوند.

اول از همه، PageRank نقشی تعیین کننده در فهرست بندی وب سایت ها دارد، گوگل این گونه وب سایت ها را بیشتر مورد تحلیل قرار می دهد و اهمیت بیشتری به آنها می دهد تا به سایت هایی که PR نسبتا پایین تری دارند. بیشتر مورد تحلیل قرار گرفتن باعث می شود که زودتر در موتور جسجو رتبه بندی شود، برای رسیدن به این منظور PageRank اهمیت خاصی دارد.

در ضمن، PageRank پیشتر از اینها توسط گوگل به عنوان یک اهرم فشار بر روی دارندگان وبسایت ها و همچنین مجازات آن ها استفاده می شود که هشدار می دهد تدابیر استفاده آنها از لینک ها طبق قوانین گوگل خلاف مقررات وضع شده است. اخیرا، Forbes.com و JC Penney شدیدا مجازات شدند به دلیل استفاده نا بجا از لینک ها برای بالا بردن سطح PageRank و همچنین بالابردن میزان فروش.

خب حالا بهتر است به سوال اولیه در ابتدای این پست برگردیم که “PageRank گوگل، حقیقتا حائذ اهمیت است؟” جواب این سوال هم بله میشه … و هم نه. تا جایی که تمرکز روی PageRank باعث میشه که رتبه شما در موتور جستجو بهتر بشه من نمی گم که روش تمرکز نکنین.

اگه دیدین که PageRank شما به صورت عجیبی پایین اومده، نگاهی درست و محکم به تدابیر SEO که ازش استفاده می کنین بندازین. اگر این امر باعث شد که تدریجا موج ترافیک در وب سایت تان بالاتر بیاید، در این صورت باید براتون سفر آرومی را آرزو کنم. :-)

خب شما چی فکری می کنین PageRank مهم هست یا نه؟

در بخش: عمومی, گوگل

رویاها به کجا می روند؟

“هر چه را بتوانی انجام دهی، خیالش کنی، می توانی آغازش کنی. در جسارت نوعی نبوغ، قدرت و سحر نهفته است.”

یوهان ولفگانگ فون گوته

روی صندلی اتوبوس نشسته‌اید، ناگهان حباب‌های یک فکر بکر و عالی در مغزتان شروع به ترکیدن می‌کند، یا اینکه دارید توی پیاده رو راه می‌روید در یک چشم بر هم زدن ایده‌ای دست نخورده به سراغ شما می‌آید …

در شما نوعی سر زندگی و هیجان است چون شما چنین افکار خوبی را در ذهن‌تان دارید.

اما عقربه ثانیه شمار ساعت شروع به حرکت می‌کند و روزها می‌گذرند چه بسا که با فرو بستن چشمی ماه‌ها و سال‌ها بگذرند و شما نسبت به ایده و فکری که دارید هیچ گونه کار خاصی را انجام نمی‌دهید. این زمانی است که زندگی در یک مسیر معمولی برای شما پیش خواهد رفت.

گمان می کنم همگی در چنین شرایط زجرآوری بوده‌ایم.

رویاهایی در ذهن می‌پرورانیم و نمی‌دانیم چگونه آنها را به واقعیت تبدیل کنیم. در واقع در طول روز رویاها را مثل تافته‌های یک شال به هم می‌بافیم و در آخر روز وقتی در آغوش فراموشی پلک می‌زنیم، رویاها دوشادوش خاموشیه گیچ و مبهوت به خواب ابدی می‌روند و هر چه بافته بودیم به چشم بستنی نخ می شوند.

واقعا چه می‌توان کرد تا این همه ایده و فکر را به واقعیت تبدیل نمود:

  • یادداشت‌ش کنید.

یک، ایده‌های دست نخورده و بکر در ذهن به مدت طولانی ماندگار نیستند. فکر و ایده‌ی دیگری به مغز شما خطور می‌کند و فکرتان را مشغول خود می‌کند آن زمان است که ایده ناب‌تان را مثل آوازی در دل باد به فراموشی خواهید سپرد.

قبل از اینکه ایده‌تان را به دست باد بسپارید آن را صاحب شوید و جایی یادداشتش کنید.

راهی بیابید که بتوانید ایده های‌تان را صاحب شوید. من از گوشی همراهم استفاده می‌کنم و برای این کار اپ‌های مختلفی هم وجود دارد . شما هم می توانید همین کار را انجام دهید یا شاید شما بخواهید از تکه ای کاغذ و قلم استفاده کنید. اما باید از وسیله‌ای استفاده کنید که مدام در دسترس تان باشد چون هیچ معلوم نیست که در چه جایی و چه زمان فکری خوب به مغزتان خطور می‌کند. وسیله ای کوچک و قابل حمل، که بتوانید هر ساعت روز آن را با خودتان حمل کنید بهترین وسیله می‌تواند باشد ٬‌ به یاد داشته باشید ایده‌ها زمانی که پشت میزکارتان نشسته‌اید به سراغ شما نمی‌آیند .

  • ساده نگه‌ش دارید.

بسیار الهام بخش است، وقتی که ایده‌ای داشته باشید و بتوانید مثل درختی روی بوم نقاشی مدام به آن شاخه و برگ ببخشید و مثل پرنده‌ای به آن پر و بال بدهید. شاید شما بخواهید محصول جدیدتان را داخل بسته ای بگنجانید و با حواشی و سر و صدای زیاد روانه بازار کنید.

یا شاید این فکر را داشته باشید که بخواهید یک بازیکن فوتبال بشوید ولی بدون تمرین داشتن مثل چند روز در هفته، رسیدن به این امر هیچ وقت آن طور که می‌خواهید میسر نخواهد شد. در هفته ساعاتی را برای فکر کردن و پر و بال بخشیدن به ایده‌هایتان را اختصاص دهید ولی هیچ وقت به کلیت اصلی ایده و فکر ضربه اصلی وارد نکتید.

این حرف خیلی درست است که وقتی خیزی بلند به جلو بر می دارید احساس خوبی به شما دست می دهد. اما هر چقدر بلندتر خیز بردارید، سختی کار بیشتر و بیشتر می شود زیرا تبدیل کردن این افکار و ایده‌ها به واقعیت نیز دشوارتر است. درست این موقع زمانی است که احساس ضعف و فلجی به شما دست خواهد داد زیرا تبدیل این افکار به واقعیت مثل وقتی نیست که دارید آنها را خیال بافی می‌کنید.

برای شروع و گرفتن نتیجه از اکنون شروع کنید و به جای خیال‌های بزرگ از رویاهای ساده بهره ببرید. مثلا اگر می خواهید ورزشکار شوید برای چند هفته اول در ۲۰ دقیقه بروید بدوید، یا اگر می خواهید کتابی بنویسید تمرکزتان را بر روی نوشتن کتاب بگذارید نه اینکه به فکر این باشید که کلی حواشی و سر و صدا برای آن به وجود بیاورید.

  • بگذار توپ در هوا بچرخد.

روزی ایده ها و فکرهایی که داریم تبدیل به یک خیال می‌شوند که در آن روز تلاشی نمی‌کنیم که آنها را تبدیل به قطعه ای از واقعیت سازیم . می توانیم به جای اینکه به خیالبافی کردن ادامه دهیم توپ را به هوا پرتاب کنیم و در جهت تبدیل این افکار و ایده‌ها به واقعیت قدم بر داریم. یک قدم کوچک انگیزه‌ای است برای تبدیل هر خیال کوچکی به واقعیتی بزرگ ٬ دنیا منتظر همین یک گام هر چند خیلی کوچک است.

اگر می خواهید ورزشکار شوید از همین الان شروع کنید، بروید باشگاه بدن‌سازی و اسم نویسی کنید لااقل یه جفت کفش ورزشی بخرید، همین چند کار کوچک انگیزه ای است برای شروع پس شروع کنید.

  • تا آن قدر که نیاز است خوب باشد ادامه دهید.

پس از اینکه توپ را در هوا به چرخش در آوردید، بعد ار اینکه شروع به تلاش کردن و عرق ریختن کردید و موقع‌اش رسید که به آنچه که می خواستید برسید، مانند به پایان رساندن کتابی که در حال نوشتنش بودید، یا آهنگی که در حال ساختنش بودید زمان آن است که مانند ناخنی شکسته با سوهان آن را صاف و تمیز و مرتبش کنید.

به پایان رساندن کاری آن هم با توجه داشتن به جنبه‌های زیباشناسی اثر بسیار مفید و در عین حال بسیار ساده و آسان است فقط نیاز به کمی دقت و حوصله دارد . گرچه رسیدن به آنچه در فکر و خیال شما می گذرد نسبت به واقعیت آنقدرها هم ساده نیست ولی نتیجه نهایی آن چیزی است که شما تمام تلاش خود را کرده اید و از این لحاظ برای شما قابل ارزش و احترام است.

هیچ وقت در هیچ مکانی این حرف را نزنید که آره این کار دیگر تمام شد، این حرف فقط یک راه خروج است به ظاهر ولی در باطن مثل یک دام عمل می کند.  کافی است بگویید برای اکنون دیگر به پایان رسیده است، شاید در آینده‌ای نزدیک یا دور دوباره به سراغش بروید و با دید دیگری به ان نگاه کنید و آنگاه آن را برای همگان به اشتراک گذاشته و بازتاب آنان را ببینید.

اما همیشه به پایان رساندن حس خوبی به همگان می دهد، که شما خالق اثری هستید. احساس آرامشی که به شما این اجازه را می‌دهد که کار دیگری را شروع کنید.

پس تا جایی ادامه دهید که نیاز است خوب باشد .

در بخش: عمومی
۰

شش دلیلی که شما باید زبان بدن تان را تقویت کنید

وقتی در مدرسه یا سر کار هستیم، به ما یاد می دن که چطور بهتر از کلمات استفاده کنیم. یاد می‌گیریم که چطور کلمات و زبانی که استفاده می‌کنیم تاثیرگذار باشن. یاد می‌گیریم که زنجیره‌ای هوشمندانه از کلمات را برای به دست گرفتن ابتکار عمل و همچنین ارتباط زیرکانه بسازیم. اما همین که بزرگ می شویم درخواهیم یافت که ذره‌ای فراتر برای بهتر کردن نوع ارتباط برقرار کردن قدم برنداشتیم. کمی عجیب است که…

۱ . …کلمات فقط ۷ درصد از ارتباطات را می سازند.

مابقی تن صداتون هست (۳۸%) و زبان بدن تون (۵۵%). این آماری است بر اساس تحقیقاتی که توسط آلبرت مهرابیان پروفسور بازنشسته دانشگاه UCLA انجام شده است. البته این آمار و ارقام می‌تواند بسیار متفاوت باشد زیرا بستگی به موقعیت و شرایط دارد و موضوعی که مورد بحث است (برای مثال به وضوح با تلفن حرف زدن بسیار با چهره به چهره حرف زدن فرق دارد) اما به هر حال زبان بدن بخش بسیار مهمی در ارتباطات محسوب می شود.

۲ . به جذابیت خود بیافزایید.

مهم نیست که چه می‌گویید، مهم اینه که چطوری اونچه می‌خواهید بگین را بیان کنید. حالت بهتر، زبان بدنی شکوفا در ابراز اونچه می‌خواهید بگید و زبان بدنی که کنترل شده و متمرکز باشد می‌تواند هر کسی را جذاب‌تر کند، نه تنها در روابط دوستانه بلکه در نوع ارتباط برقرار کردن با دوستان جدید یا در مصاحبه‌های شغلی و قرارهای تجاری می‌تواند موثر باشد.

۳ . احساسات شما وابسته به زبان بدن شماست.

احساسات به صورت وارونه هم عمل می کنند. اگه احساس خوبی داشته باشید لبخند می زنین. اگه به خودتون فشار بیارین که لبخند بزنین پس احساس خوبی به شما دست خواهد داد. اگه حس کنید که خسته و وارفته باشید به صورت بی حال و خواب آلود واکنش نشان می دهید. اگه بی حال و شل و ول نشسته باشید در گوشه ای به شما حس خسته بودن و منفی بودن دست خواهد داد. فقط تلاش کنین که ۵ دقیقه راحت روی صندلی تون بنشینید و این گونه انرژی متفاوتی به شما انتقال داده می شود نسبت به حالتی که به صورت نیمه خوابیده روی صندلی تون می نشینید.

۴ . پیام‌های درهم ریخته تان را کاهش دهید.

اگه در یک مصاحبه شغلی شرکت کردین و با صدایی ثابت و با اعتماد به نفس حرف‌هایی را که باید می زنید ولی زبان بدن شما آن گونه که باید نباشد آن وقت کارفرمایان تان شاید این حس را پیدا کنند که شما عصبی هستید یا بسیار محافظه کار عمل می‌کنید و آن زمان است که با حرفی که می زنید ناهمخوان خواهید شد (و احتمالا باید قید این شغل را بزنید).اونچه که شما نیاز دارین این است که صداتون، اون چیزی که می گین و زبان بدن تون با هم همخوانی داشته باشند و یک چیز را بگویند.

۵ . مهارت های ایجاد ارتباط با دیگران خود را ارتقاء بدهید

اگه بتونین زبان بدن تون را اصلاح کنید اون وقت می‌تونین افکاری که در مغزتون در جریان هستند رو به روش آسان‌تری ابراز کنید. به آسانی می‌تونین که یک پل ارتباطی با دیگران ایجاد کنید. وقتی که به صورت درست و قدرتمندانه از زبان بدن مناسب استفاده کنید آن وقت مهارت‌های ایجاد ارتباط‌تون بسیار متمرکزتر و بهتر خواهد شد.

۶ . اولین تاثیرگذاری بهترین نوع در تاثیر گذاشتن است.

برای در یاد ماندن بهترین کار همان تاثیرگذاری اولیه هست، حتی اگر مایل به انجام آن نباشید. همگی ماها اولین تاثیر یک آدم جدید که یک تصویر ذهنی از خلق و خویش در ذهن مان تصویر کند را به یادهای مان خواهیم سپرد. این تصویر از شما در یادها خواهد ماند. با داشتن هنر استفاده از زبان بدن شما می‌توانید به دیگران تصویر ذهنی بهتری منتقل کنید.

در مطالب بعدی راجع به Body Language صحبت بیشتری خواهیم کرد . ضمن اینکه توصیه می‌کنم این دو مطلب زیر که در رابطه با زبان بدن هستند را حتما مطالعه کنید، این دو مورد مربوط به برنامه‌ جنجالی ۹۰ که علی دایی مهمان آن بود می‌باشند .

تحلیل زبان بدن فردوسی پور در مصاحبه با علی دایی
تحلیل زبان بدن علی دایی در برنامه نود

در بخش: عمومی

ده درسی که وبلاگ نویسان می توانند از دالایی لاما یاد بگیرند

Annabel Candy یک طراح وب و وبلاگ نویس است که داستان‌های سفرهای خودش و همچنین نکات وبلاگ نویسی را می‌نویسد .اون در یک ملاقات با دالایی لاما درس‌های عالی برای وبلاگ‌نویسان ذکر کرده که در ادامه با این نکات ارزشمند آشنا می‌شویم :

اخیرا دالایی لاما در ساحل سانشاین ِ استرالیا به دیدنم آمد. خب، اختصاصا برای دیدن من نیامده بود بلکه هزاران نفر با ماشین، مایل ها رانندگی کردند، یا در اتوبوس ها مچاله شدند تا در زیر نور شدید آفتاب به حرف هایش گوش دهند.

آن جوری که انتظار داشتم نبود.  من به Toastmasters پیوسته بودم تا بتوانم یک سخنران در جمع شوم ولی نمی دانستم که به چند واحد دالایی لاما دانی هم نیاز داشتم. حرف زدنش زیاد تمیز و مرتب نبود ولی پیامی که در حرف هایش نهفته بود مثل کریستال شفاف بود و بسیار روشن و واضح بود  که چرا این چنین هوادارنی را برای خودش داشت حتی بدون داشتن حمایت رسانه های گروهی.

اینجا انسانی است که نیازی به بلاگ نویسی برای سازمان دادن تجارتش یا سود بیشتر یا محکم کردن جایگاهش به عنوان یک حرفه ای در زمینه ی کاری اش، ندارد.  او هم اکنون رهبر معنوی مردم جهان است.

او همچنین بلاگ نویسی هم نمی کند ولی دالایی لاما برای بلاگ نویسان درس های بسیاری دارد.

۱ . کمی روحیه شوخ طبعی داشته باشید.

پرچم های دعا بر روی سِن کمی پایین تر از حد معمول بسته شده بودند و دالایی لاما از پشت آنها زیر چشمی مردم را می دید، این کار او باعث خندیدن جمعیت شد. آنگاه او نگران رقصنده‌های بومی شد که پوشش کم قرمز رنگ لباس هایشان باعث حس سرما در آنها نشود.

خشک بودن دیگر کافی است، انواع سبک های آموزشی در دور و اطراف بسیار فراوان است. با شوخ طبعی برخورد کردن باعث درک بهتر دیگران می‌شود و همچنین باعث می‌شود مردم برای بررسی مجدد چنین وبلاگ‌هایی تمایل بیشتری داشته باشند، وبلاگ نویسان باید تمام سعی و تلاش شان در ساخت چنین بلاگ‌هایی باشد.


۲ . فروتن باشید.

یک مبل راحتی بر روی سِن بود که دالایی لاما وقتی با جمعیت حرف می‌زند بر روی آن لم دهد. دالایی لاما مرد پیری است و گفت به دلیل اینکه حضار نمی‌توانند به درستی او را ببینند ترجیح می‌دهد ایستاده در زیر نور شدید خوشید جایی که بینندگان و حضار بهتر او را می‌بینند سخنانش را بگوید.

بلاگ نویسی همه اش در مورد ارتباطات و در تعامل، با خوانندگان است و حاضر و آماده بودن در وبلاگ و رسانه جمعی مورد علاقه کاربران است.


۳ . دارای خصوصیات انسانی باشید.

دالایی لاما در مورد تشریفات مطمئن نبود. او حتی نمی دانست اول بایست خودش صحبت می کرد یا کسی او را نخست معرفی می‌کرد سپس حرف‌هایش را بزند. او تنها یک انسان معمولی بود که تلاش می‌کرد بهترین عملکرد را داشته باشد.

همه‌ی ما اشتباه می‌کنیم، اشتباهات املائی و لینک‌های فراموش شده در بلاگ نویسی. تنها اشتباهاتتان را بشناسید و بهترین تلاشتان را بکنید که آنها را اصلاح کنید.


۴ . لبخند بزنید.

شاد باشید و شاد بودنتان را نشان بدهید. خیلی‌ها دوست دارند با شما باشند. این اصل برای دالایی لاما صدق می کند کسی که شادی و شاد بودن را با خود به هر جا که می‌رود می‌برد.

آیا دوست دارید با افرادی که شاد هستند کار کنید و باشید؟ پس اطمینان حاصل کنید که وبلاگتان و تصویر گراواتارتان دوستانه و گشاده رو است.

از تصاویری استفاده نکنید که شما خونسرد و باحال به تصویر می کشند… در این صورت ممکن است عبوس، ناراحت یا بی حوصله نمایان‌گر شوید البته اگر خونسرد و باحال هستید قضیه فرق می کند.


۵ . خودتان باشید.

می توانید سرتان را بتراشید مثل دالایی لاما، عینک قطور به چشم بزنید  و چین و چروک های عمیق بر روی صورت و بازو داشته باشید. واقعا این جور جزئیات مهم نیستند. تا زمانی که شما “شما” باشید، مردم فقط خصوصیات خوب شما را به یاد می‌سپارند مثل: لبخندتان، برق چشم هایتان و فروتنیتان.

خیلی چیزها می‌توان درباره اعتبار “خودتان بودن” در بلاگ نویسی و رسانه‌های گروهی گفت که می‌تواند به بهتر کردن نوع بلاگ نویسی شما بیافزاید.


۶ . از اعماق قلب‌تان حرف بزنید.

دالایی لاما نیازی ندارد که حرف‌هایش را از درون نوشته‌هایی که همراه دارد بخواند. حرفی که می‌خواهد بگوید در قلبش و روحش نهفته است. ما می دانیم که به آنها ایمان و اعتقاد قلبی دارد.

وبلاگ نویسان نیاز دارند که به پیامی که می خواهند برسانند ایمان داشته باشند و با آن برخورد احساساتی داشته باشند. در واقع شما باید در مورد چیزی که به آن عشق می ورزید بلاگ نویسی کنید زیرا باعث بلاگ نویسی تان در بلندمدت می شود. آن زمان است که احساس، از وبلاگ تان، از نوشتارتان از پادکست هایتان مانند نور می ترواد.


۷ . زمان بگذارید.

در گفتار دالایی‌ لاما شما هیچ گونه حس عجله ای نمی‌بینید. زمانی او باید در مورد حرفی که می زند کمی تامل و فکر کند پس مکث می‌کند.

از حس عجله در بلاگ نویسی استفاده نکنید، نیازی نیست همپای دیگر وبلاگ نویسان مدام بنویسید. من در هفته یک پست می نویسم (البته در وبلاگ شخص‌ام هفته‌ای دو بار) چون من باید درباره‌ی چیزهای دیگر هم بنویسم و دوست دارم زمانی که صرف پست هایم می کنند باعث شود این پست ها در بهترین نوع نوشتار و پیام خود باشند.

وبلاگ نویسی یک سرمایه گذاری بلند مدت است که شما نیاز دارید صبور باشید تا نتیجه اش را ببینید.


۸ . از کمک دیگران استفاده کنید.

دالایی لاما دوستی داشت در کنار دستش که وقتی کلمه‌ای به درستی در ذهنش نمی آمد درگوشش به او می گفت.

وبلاگ‌نویسان باید از خرده چیزهایی که به سختی پیدا می کنند کمک بگیرند. برای بعضی ها ممکن است طراحی وبلاگ‌شان باشد، برای یکی ممکن است کمک در خلق محتوا باشد و دیگری کمک در زمینه شبکه‌های اجتماعی باشد.

بپذیرید که شما همه کارها را قادر نیستید انجام بدهید، آن خرده کارهایی که می توانید انجام دهید را بکنید آن کاری که از انجامش لذت می‌برید و در همین زمینه به دیگران یاری و کمک برسانید.


۹ . پیامی منسجم و جهان شمول داشته باشید.

هزاران تن منتظر سخنان دالایی لاما بودند زیرا پیام صلح و محبتش مانند کریستالی شفاف بود.

وبلاگ‌نویس بایستی اول از همه بر روی پیامش کار کند قبل از آن که بخواهد آن را برای خیل انبوهی از خوانندگان به اشتراک بگذارد.


۱۰ . از داستان ها و حکایات استفاده کنید تا بتوانید به دل مردم پل بزنید.

دالایی لاما داستانی درباره مردم سرزمینی گفت که در زمان سیلی که در شهرشان به وقوع پیوسته بود چگونه با هم در دوستی و همکاری، کمک به یکدیگر و اعتماد متقابل به هم بودند.

بلاگ نویس بایستی قوه تخیل خوانندگانش را تحت اختیار بگیرد و به آنان تشبیهات واضحی ارائه دهد تا خوانندگان بتوانند منظور را درک کنند. داستان گویی بهترین روش است که خوانندگان را مجاب کند متن را کامل تا انتها مطالعه کنند.


آیا مشهور بودن دالایی لاما در شما به عنوان یک بلاگ نویس طنین انداز شد؟ دیگر چه چیزهایی می توانید از دالایی لاما یا دیگر رهبران الهام آمیز دنیا آموخت؟ شما به ما بگویید.

در بخش: وبلاگ نویسی
۴

پنج اختراع نا امیدکننده‌ی مخترعین معروف

برخی از بزرگترین مغزهای بشر باعث به وجود آوردن نظریه ها و تکنولوژی هایی انقلابی شدند از قبیل: لامپ برق، تلفن و گرامافون، ولی همین مغزها خالق بی ارزش ترین وسایلی بودند که حتی به قیمت پشیزی در هیچ فروشگاهی به فروش نرسید.

در ادامه، پنج نظریه ناامیدکننده ای که توسط شاخص ترین مغزهای بشر مطرح شد و به بن بست رسید را خواهید خواند که بیان گر تصدیق این جمله است: این درست است که درخشان ترین مغزهای بشر هم نمی توانستند در هر زمینه ای موفق باشند!

لئوناردو داوینچی: کفش هایی برای پیاده روی در آب

لئوناردو داوینچی: کفش هایی برای پیاده روی در آب

مغز عصیانگر این طراح و نقاش باعث به وجود آوردن اختراعاتی دیوانه کننده شد که هیچ وقت به مرحله انجام نرسیدند، حتی زمانی که فناوری و نوآوری عصر حاضر قادر است این گونه اختراعات را بسازد. متاسفانه فناوری کفش های مخصوص پیاده روی در آب هنوز به نقطه الزام برای بشر نرسیده است.

این وسیله در اصل دو چوب مثل دو چوب اسکی است که در انتهای آن دو شکل قطب مانند تعبیه شده اند که مانع از زمین خوردن شخصی که با آنها راه می رود می شود. متاسفانه هیچ گونه دید مهندسی در این وسیله وجود نداشت و حتی فکر داوینچی در رساندن سربازان به کشتی دشمن و منهدم کردن آنها نیز هیچ گونه کاربردی نداشت. تنها کاربرد این وسیله در تعریف کردن آن برای کسی هست و آن شخص از شدت خندیدن در لحظه جان بدهد.

توماس ادیسون: هلیکوپتر

توماس ادیسون: هلیکوپتر

ادیسون اولین کسی نبود که به  فکر ساخت ماشینی برای پرواز افتاد. اما اگر دیوانگی قابل سنجش بود، طرح ادیسون حتما مقام اول را از آن خود می کرد.

طرح وی وسیله ای بود که مشتمل بر چند سری از جعبه کیت های پرواز بود که به صورت عمودی از زمین بلند می شد و در هنگام پرواز به شکل هواپیماهای امروزی در می آمد، می توان گفت این طرح مثل هواپیما و هلیکوپتر است که البته هیچ کدامش موفق نشد.

او هیچ وقت در زمینه عملی کردن طرحش تلاش جدی نکرد حتی یک بار نمونه ای آزمایشی از این طرح ساخت که قادر به بلند شدن از زمین نبود. آنگاه ادیسون به فکر آن روز افتاد که ایده لامپ برق به مغز خطور کرده بود و از آن به بعد در پی ساخت این وسیله شتافت.

الکساندر گراهام بل: گوسفندی با شش پستان

الکساندر گراهام بل: گوسفندی با شش پستان

پدر تلفن حجم زیادی از زمان خود را به مطالعه گوسفندان اختصاص می داد، همیشه به این فکر بود که از این همه صرف زمان وسیله و موجودی واقعا دارای بهره وری بیشتر خلق کند و البته خلاف حرف خودش تمام صرف این زمان کاملا بیهوده بود.

گراهام بل عمرش را صرف خلق گونه ای از گوسفند کرد که دارای شش پستان باشد به جای اینکه به صورت معمولی دارای دو پستان باشد، اما به جز گله ای که پرورش داد نتوانست چیز بیشتری پرورش دهد. در پایان اگر وی با گوسفندانش آمیزش ایجاد می کرد قطعا بهره وری بیشتری برای خودش داشت.

الیهو تامسون: ماشینی با سوخت بخار

الیهو تامسون: ماشینی با سوخت بخار

نبوغ تامسون باعث به وجود آوردن سیم جوشکاری، ژنراتور و استفاده بی ضررتر از اشعه ایکس برای جهانیان شد. اما تلاشش برای ساخت ماشینی که بوی مشمئزآور اگزوز را نداشته باشد کاملا ناامیدانه بود و با شکست مسلم رو به رو شد.

به عنوان یکی از بنیان گذاران شرکت جنرال الکترونیک، او طرحی را بسط داد که ماشین های نقلیه در واقع از سوخت بخار استفاده کنند، البته اگر این نکته برای مشتریان مهم نبود که یک هفته طول می کشد که آنان را برای یک تکه نان به نانوایی برساند. این در حالی بود که جهانیان در حال دست دادن موتوری بسیار کارآمد بودند ولی شرکت های نفت، خانواده سلطنتی عربستان این نابودی این اختراع را به شکل هر چه مجلل تری جشن گرفتند.

توماس ادیسون: ماشین ارواح

توماس ادیسون: ماشین ارواح

زمانی که مردم جهان فکر می کردند با پرداختن مبلغی پول به کولی ها می شود با عالم مردگان ارتباط برقرار کرد، ادیسون ادعا کرد همین کار را می تواند با استفاده از علم انجام داد.

این مخترع در مصاحبه هایش که در مجلات انجام می داد ادعا می کرد که در کارگاه مشهورش در بین هزاران اختراعش این اختراع را نیز ثبت کرده است، اما ماشینی که گواه بر این مدعا که احضار روح از عالم مردگان باشد هیچ وقت پیدا نشد.

در بخش: عمومی

پنج نکته برای تند خواندن مطالب طولانی آنلاین


Speed Reading - تندخوانی

شاید برای شما هم پیش اومده از خوندن مطالب بلندی که به اونها علاقه دارید منصرف شوید . آمار لایک‌خور نشون میده که بیشتر کاربران ترجیح میدن مطالب خیلی خیلی کوتاه یا مینیمال رو بخونند ، و مطالب بلند شانس خودشون رو برای خونده‌شدن نزد بخش زیادی از کاربران از دست میدن ،‌اینو میشه کاملا از شیر آیتم‌های کاربران فارسی در گوگل‌ریدر دید . شبکه‌های اجتماعی مثل توییتر و فیس‌بوک هم در تغییر ذائقه کاربران سهیمند و کاربران هر روز گزیده پسندتر میشند.اما میشه در این بین کسانی رو پیدا کرد که با سرعت بالا پست‌های وبلاگ‌ها و محتوایی رو که به اون علاقه‌مند هستن رو می‌خونند .شاید تصور شما از تندخواندن ، عجله داشتن و بی‌معنی بودن یا سطحی خواندن باشه اما اگر این فن رو یاد بگیرید و اونو سرلوحه‌ی خودتون قرار بدید در دنیای آنلاین خود بسیار موفق‌تر خواهید بود .

اما سؤالی که اینجا مطرح میشه اینه که آیا می‌شود جان کلام متن‌های بلند را با کمترین میزان از بین رفتن مفاهیم فهمید ؟ به‌نظر من جواب این سؤال بله هستش ، در این مورد تحقیقاتی کردم که در زیر ۵ نکته‌ی کلیدی راجع به تندخوانی رو باهم بررسی می‌کنیم و امیدوارم این نکات به شما کمک کنه .


۱ .  متن رو با صدای بلند برای خودتون نخونین

خیلی ها عادت دارن با صدای بلند (یا حتی به صورت زمزمه کردن) یک متن آنلاین رو برای خودشون بخونن. می تونین نیاز شنیدن هر کلمه رو حذف کنین. اصلا انگار صدایی در مغزتون نمی شنوین. می تونین با دیدن یا نگاه کردن یک متن رو خیلی سریع تر از اونی که صدای هر کلمه رو بشنوین بخونین. این روش عجیب رو یک بار امتحان کنین قول میدم که مجذوبش بشین. مثه یک میان بر از قسمت بزرگی از مغز می مونه.

۲ .  تند خونی خیلی راحت تر هستش

کسانی که اینکار رو شروع کردن ،‌یک اتفاق جالب براشون افتاده ، در واقع اونا هر کلمه رو توی ذهنشون نمیبینن ولی مغزشون میدونه که چه چیزی رو داره می‌خونه . مثل این می مونه که چشم ها تحمل نگاه کردن به کلمات رو ندارن ولی مغزم اطلاعات رو تجزیه و تحلیل می‌کنه. مغز شما می تونه گروهی از کلمات و جملات رو با هم تجزیه و تحلیل کنه. به محض این که از این روش استفاده کنین این حس بهتون دست میده که با آرامش فقط چشم هاتون رو در متن روی کلمات خیلی تند سُر بدین. فقط مثل هر چیز دیگه ای نیاز به کمی تمرین دارین.

۳ .  به این اهمیت ندین که از متن چی می فهمین فقط برنگردین و دوباره خونی نکنین

شاید به این قضیه توجهی نکنین ولی خیلی از ماها اول یه جمله رو می خونیم بعد برمی گردیم دوباره اون رو از نو می خونیم. بیشتر نگران این هستیم که شاید یه نکته کوچیک رو از قلم انداخته باشیم پس برمی گردیم و دوباره از اول می خونیمش و این زمان خووندن یک متن طولانی آنلاین رو دوبرابر و گاهی چند برابر می کنه. ارزش امتحان کردن رو داره پس تلاش کنین. اگه فک می کنین که چیزی از قلم افتاد، فقط ادامه بدین. هیچ قانونی وجود نداره که بتونه قانعتون کنه که یک پست طولانی ارزش دوباره خوندن رو داشته باشه.

۴ . پدال گاز را کنترل کنید

در خوندن بعضی از مطالب باید دقت بیشتری بخرج داد مثل خوندن یک آگهی استخدام ، یک مطلب تخصصی محاسباتی یا یک شعر کلاسیک .اما بعضی مطالب رو میشه با سرعت خیلی زیاد خوند مثل یک خبر ورزشی ،‌داستان ، مطالب مجله‌ها و … . پس سعی کنید متناسب با نوع مطلبی که دارید میخونید سرعت خوندن خودتون رو انعطاف بدبد .

۵ .  با اشتباهات تند خونی آشنا بشین

  • اشتباه اول : اگه هر کلمه رو در آن واحد واقعا آروم بخونین، شما اون کلمه رو بهتر درک می کنین. خب این حقیقت نداره. چند بار براتون پیش اومده که یه جمله رو آروم خوندین و به یه مسئله دیگه فکر می کردین، پس واقعا نمی فهمیدین که چی داشتین می خوندین؟ خب این مورد برای خودم بیشتر از یک میلیون بار اتفاق افتاده. فهمیدن رابطه مستقیمی به تمرکز داره، نه سرعت. اگه جدا به اون چیزی که می خوونین تمرکز کنین، فهم شما به خوبی عمل می کنه حالا می خواین تند بخونین یا نه. حتی مقدار کمی حواس پرتی هم می تونه به شما کمک کنه در این مورد.
  • اشتباه دوم : و این هم اشتباهی بیش نیست که شما یه دفعه یاد می گیرین که تند خون بشین، ولی الان شما قادرید که یک پست طولانی رو واقعا تند بخونین. تند خوندن یه مطلب طولانی رابطه مستقیمی با آشنا بودن تون به موضوعی که می خونین داره. اگه من یه پست در مورد شبکه‌های اجتماعی بخونم مطمئنا مثله برق تمومش می کنم. اگه یه پست در مورد جراحی مغز بخونم، وقتی معنی کلمه ها رو نفهمم واقعا برام مهم نیست که چقد تند می خونم چون همه‌اش برام وقت تلف کردن هست.
  • اشتباه سوم : اشتباه سومی که دوست دارم بهش اشاره کنم اینه که سطحی خوندن با تند خوندن خیلی فرق داره، گرچه خیلی وقت ها بعضیا جای کلمات رو با هم عوض می کنن. سطحی خوندن یعنی جای یه چیز رو با یه چیز دیگه عوض کنین، کلمه ای رو با کلمه ای دیگه جاشو عوض کنین. تند خوندن کلا یک تکنیک دیگه ای به شمار می آد. با تند خونی کردن، شما یه متن رو کاملا جذب مغز خوتون می کنین. اگر چه با سطحی خوندن می تونین یک مطلب طولانی رو سریع تموم کنین اما اطلاعاتی که به صورت تند خوندن وارد مغز شما می شه با سطحی خوندن قابل مقایسه نیست چون همه متن رو نمی خونین.

این هم یک نرم‌افزار کوچک برای تمرین تندخوانی

با توجه به کتاب ثبت رکوردهای جهانی “گینس”، تند خوان ترین فرد دنیا کسی نیست جز “هاوارد استیفن برگ” .هاوارد در هر دقیقه می تونه بیش از ۲۵ هزار کلمه رو بخونه. این اینفوگرافیک جالب که توسط Sharenator طراحی شده، نشون می ده که چقد طول می کشه که کل ویکی پدیا رو بشه خوند. برای هاوارد یه کمی کمتر از ۴ ماه طول می کشه. برای من و شما، اگه روزی ۱۲ ساعت بتونیم تند خونی کنیم ۳۰ سال طول می کشه. خب … فک کنم باید برم رو تند خوندن کار کنم (:

Read-The-Entire-Wikipedia

در بخش: عمومی

ده گام ساده برای افزایش بازدهی

برای فریلنسرها، حداکثر بازدهی رو داشتن خیلی مهم است. می خوایم هر لحظه در هر روز رو صرف به پایان رسوندن کارهامون بشه تا اینکه وقت کافی برای تفریح و لذت بردن داشته باشیم. با وقت کمی که داریم و کارهای زیادی که باید انجام بدیم نیاز مبرمی به  نظم و انضباط برای بازدهی بیشتر داریم. در زیر چند نکته برای بالا بردن میزان بازدهی بیان شده که امید است در این راه به شما کمک کند.

سازمان یافته بودن

۱ . مرتب بودن

اگه نمی دونین که چه طور وسایل اطرافتون رو مرتب کنین مطمئنا بازدهی بالایی ندارین. همه چیز باید جمع و جور باشه. از طرح های چاپ شده گرفته تا پوشه های رایانه تون و حتی پروژه هایی که مشتری هاتون نپذریفتن شون. اگه بتونین با چند کلیک و نگاه ساده اونچه که می خواین رو پیدا کنین از این راه زمان زیادی رو ذخیره می کنین.

مهارت یافتن

۲ . مهارت داشتن

خیلی مهمه که بتونین مثه یه مجسمه ساز با ظرافت و مهارت سنگی رو تراش بدین. این جوری در هر زمینه ی کاری که هستین زبانزد میشین و می تونین کاراتون رو سریع و آسون انجام بدین. از نگاهی دیگه شما محصول و سرویس بهتری رو به مشتری تون ارائه میدین که اگه این تمایز از سایر سرویس دهنده ها بهتر باشه ارزیابی مشتری و رقبا از شما به صورتی ناخودآگاه بالاتر می ره.

تاخیر کارها

۳ . کارهاتون رو به عقب نندازین

بعضی کارها پیش پا افتاده به نظر می رسن اون وقت به خودتون می گین زمان کمی واسه شون کافیه و بعدا انجامشون میدم. این جور برخورد کردن، اصلا رویه ی خوبی نیست چون بعد از مدتی با حجم زیادی از کارهایی روبرو میشین که انجامشون ندایدن. اگه کاری زمان زیادی نمی بره سریعا انجامش بدین حداقل باعث میشه احساس رضایت از عملکردتون داشته باشین و همچنین روی روحیه تون برای انجام بقیه کارها تاثیر می ذاره.

انرژی و انگیزه

۴ . انگیزه و انرژی داشتن
وقتی انرژی و انگیزه داشته باشین می تونین خیلی از کارها رو انجام بدین. وجهه مثبتی پیش مشتری پیدا می کنین که امتیازی برای خودتون بشمار می آد. از همه ی اینها گذشته انگار نه انگار که دارین به حجم زیادی از کارها رسیدگی می کنین. با انگیزه و انرژی بودن شاه کلیدهایی برای تبدیل شدن به یه طراح یا برنامه نویس هستن.

تقسیم بندی کارها

۵ . تقسیم کردن کارها
در عوض اینکه کار بزرگی رو یک باره انجام بدین، به کارهای کوچک تر تقسیمش کنین و ذره به ذره انجامش بدین. این آسون ترین روش برای انجام این جور کارهاست. این جوری شما نه فقط پروژه ی عظیمی رو انجام دادین بلکه به انجام رسوندن این پروژه خللی در زندگی و کارتون ایجاد نکرده.

 فهرست انجام امور

۶ . از لیست انجام کارهاتون، پیروی کنید

بعضی هامون To-Do list های روزانه، یا هفتگی داریم. اگه این لیست رو برای خودتون تهیه کنین و طبق اون عمل کنین مطمئن باشین این کار بازدهی تون رو بالا می بره.

اولویت بندی امور

۷ . کارهاتون رو طبق اولویت تعیین کنید

وقتی دارین لیست انجام کارهاتون رو تهیه می کنین اول مهم ترین ها رو یادداشت کنین و انجام این دسته از کارها رو به عقب نندازین.

زمان انجام کارها

۸ . تعیین زمان برای انجام کارها

واسه اینکه مطئن بشین کاری رو در اسرع وقت انجام میدین زمان بگیرین یا به اصطلاح تایمر بزنین. با استفاده از این روش می تونین کارهاتون رو سر وقت با تمرکز کافی انجام بدین.

کارهای تنفر بر انگیز

۹ . کارهایی که براتون دلهره آورن رو اول انجام بدین
قبل از اینکه کاری رو انجام بدین که ازش لذت می برین، اون کاری رو انجام بدین که ازش تنفر دارین. با این روش دیگه هیچ گونه نگرانی در مورد انجام کارهایی که ازشون لذت می برین نخواهید داشت و در عوض کارهایی که انجامشون زجرتون می دن دیگه برای شما آزار دهنده نیستن.

کلیدهای میان بر

۱۰ . شاه کلیدهای “میان بر” بر روی صفحه کلید

وقتی از میان برها یا Shortcut ها استفاده کنین می تونین وقت زیادی رو ذخیره کنین. برای هر برنامه، میان برهای خاصی وجود داره که یاد گرفتن و استفاده از اونها خالی از لطف نیست. می‌توونین از shortcut های ویندوز ۷ شروع کنید.

داشتن حداکثر بازدهی برای هر کسی می تونه مهم باشه. امید به این است که شما از این چند نکته در کارهای روزانه تون بتونین بهره ببرین. اگه نکات دیگه ای برای افزودن بر این موارد دارین می توونین عقاید و نظراتتون رو با ما و دیگران به اشتراک بگذارین.

برگردان از اینجا

۴

رموز فروش موفقیت آمیز اپل

فروشگاه اپل در شانگهای

رشد فروش مراکز تجاری اپل در سراسر دنیا ، تجارتی مولتی میلیون دلاری را برای این شرکت رقم زده است که همه به علت راهنمایی های صریح کارمندان و همچنین توجهات متفکرانه بر روی کوچک ترین جزیئات است، به عنوان مثال چه موزیکی را برای نمونه نمایشی دستگاه های خود استفاده کنند. روزنامه وال استریت نگاهی مو شکافانه به عملیات فروش شرکت اپل انداخته و چاشنی اسرار آمیزی که باعث توفیق در فروش این شرکت شده را کشف کرده است.
این روش های به شدت محافظه کارانه عبارتند از:

  • نظارت سخت گیرانه بر کارکنان: کارکنان شرکت اپل اجازه ی حرف زدن در مورد شایعات با مشتریان را ندارند و تکنسین ها حق مطرح کردن اشتباهات جزئی را نیز ندارند. اگر شما از کارکنان اپل باشید و در مورد این شرکت در اینترنت مطلبی را منتشر کنید اخراج خواهید شد. تاخیر به هیچ گونه قابل تحمل نیست و کارکنانی که ۳ بار در ظرف ۶ ماه بیش از ۶ دقیقه تاخیر داشته باشند نیز اخراج می شوند.
  • تاکید بر بالا بردن میزان رضایت مشتریان است نه بر میزان بالای فروش، که به اختصار به آن APPLE می گویند.
    Approach: برخورد با مشتریان با خوش آمد گویی گرم و خودمانی
    Probe: بررسی مودبانه برای دریافتن کامل نیازهای مشتری
    Present: ارائه راه حلی برای اینکه مشتری بتواند زودتر به خانه برگردد
    Listen: گوش فرا دادن و حل کردن هر مسئله و دلواپسی
    End: خاتمه دادن با وداعی گرم و دعوت به بازگشت
  • به عنوان بخشی از قانون اول APPLE (برخورد گرم با مشتری)، تکنسین ها ترغیب شده اند که به حرف های مشتریان گوش داده و با پاسخ های خود اطمینان حاصل کنند که نیازهای مشتری را تماما درک کرده اند. فروشندگان تشویق شده اند راه حل هایی برای سهولت کار مشتریان بیابند نه اینکه فقط فروش داشته باشند.
    فروشندگان اجازه ندارند تلفظ غلط مشتریان را تصحیح کنند. کارکنان تازه وارد باید مراحل و تمرینات سختی که ممکن است چند هفته به طول انجامد را بگذارنند تا بتوانند وارد بخش اصلی شوند.
  • فروش از ۱۹-۱۵ دلار در ساعت توسط فروشندگان عادی شروع می شود ولی با هنر فروشندگی و نبوغ فروشندگان خبره این فروش به ۳۰ دلار در ساعت افزایش می یابد. تغییر در میزان فروش شرکت بسیار نادر است و خیلی از فروشندگانی که در می یابند دیگر جایی برای پیشرفت ندارند، دست از کار می کشند.
  • هیچ سهم و کمیسیونی برای فروش در کار نیست، کارکنان اپل تشویق می شوند که بسته های خدماتی را به فروش برسانند. اگر کارکنان نتوانند به میزان کافی از طرح های مورد خواسته ی شرکت پیروی کنند دوباره به واحد آموزش برخواهند گشت و یا اینکه پست اجرایی شان در مرکز فروش تغییر می کند.

این اهرم های کلیدی و حتی فراتر از اینها به هم پیوسته اند تا تجربه ای منحصر بفرد را به وجود آورند که در طی هر ۱۵ دقیقه میلیون ها مشتری را به مراکز فروش شرکت اپل بکشانند.

[via tuaw.com]

در بخش: اپل
۵

بیست رنج مشقت بار در زندگی

مطمئنا زندگی نباید با شما سازگار باشه بلکه این شما هستین که باید خودتون رو با زندگی وفق بدین؛ فقط به یک دلیل ساده، چون هر انتخاب تون در هر لحظه عامل تغییر و دگرگونی تون هست. اگر فکر می­کنید در حال دویدن در زندگیتون هستید، می­تونه نشون دهنده این باشه که شانس با شماست و از چیزی که نیستید و عذاب می­کشید، در حال فرارید. پس وقتش رسیده که زندگی تون رو اصلاح و بازسازی کنین.

از همین الان شروع کنید ٬ عذاب کشیدن را بگذارید کنار :

۱ . آنها که تحقیرتان می کنند. ارتباطات در زندگی راهیه برای کمک و همدردی نه این که باعث رنجش و آزردگی باشه. پس وقت تون رو با افراد باهوش و خوش فکر سپری کنین.
۲ . محیط کاری یا شغلی که برای شما نفرت انگیز است. سر اولین یا دومین زمینه ی شغلی ثابت نشین. به جست و جو ادامه بدین حتما شغلی هست که ثانیه به ثانیه ش براتون لذت بخش باشه. اگه دیدین در کاری هر لحظه با عشق و علاقه سخت کار و کوشش می کنین، دیگه جای مکث نیست. اون وقته که در راه به دست آوردن گنج عظیمی هستین زیرا وقتی با لذت مشغول سعی و تلاش هستین سخت کار کردن دیگه مفهوم سختی نداره.
۳ . منفی نگری درونی. در مورد گفت و گوهای درونی تون هوشیار باشین. همه ی ما با خودمون صحبت می کنیم اما از این حرف زدن ها و تاثیرش بر روی خودمون آگاه نیستیم. به حرف هایی که در سرتون می گین گوش کنین. وقتی امواج منفی فکری در جریان هستن، قطع شون کنین و امواج مثبت رو جایگزین شون کنین.
۴ . بی منظور و بیخود حرف زدن. وقت حرف زدن همیشه منظورتون رو بیان کنین. اون وقت، هدف شما همونی هست که شما می گین. سوال بپرسین. مسائلی که براتون از نظر درک کردن دشوار هست با توضیح خواستن قابل درک می­شوند.
۵ .ناهنجاری در فضای کار و زندگی. مواردی که باعث نابسمانی می شن رو از میان بردارین. اون دسته از لوازمی که احتیاجی بهشون ندارین، از تیر راس نگاه تون محو کنین.پیشنهاد می­کنم کتاب دیوید آلن را با عنوان “ هر چه را سر جای خود قرار دهید” که در مورد راهنمایی های عملی در محیط های سازمانی است، مطالعه کنید.
۶ . عادت به تاخیر داشتن. همیشه ۳۰ دقیقه زودتر بیدار شین چون دیگه نیازی نیست مثه دیوونه ها در انجام کاراتون عجله داشته باشین. همین ۳۰ دقیقه باعث جریمه نشدن، تاخیر نداشتن و رفع خیلی دردسرهای غیر ضروری می شه.
۷ . همرنگ جماعت شدن. اغلب اوقات دیگران فقط ازتون می خوان مثل اونها رفتار کنین و در نتیجه شما فکر میکنین، به محض این که مثل اونها بشین دیگه به دید نمی آین و محلی بهتون نمی ذارن.ولی مثه بقیه رفتار نکنین. همیشه خودتون باشین چون تنها کسی هستید که می تونین خودتون باشین. “همه نقش ها گرفته شدن، نقش خودتون رو بازی کنین”

۸ . سالم بودن. زندگی یعنی سالم و تندرست بودن. همیشه حواستون به سلامتی تون باشه. از خوراکی های سالم استفاده کنین، ورزش کنین و هر سال یک معاینه کلی از بدن تون بگیرین. “بدن چهار ساعتی” کتابی است مملو از نکات پر محتوا و سرگرم کننده در این مورد که خووندش خالی از لطف نیست.

۹ . ترس از تغییر کردن. زندگی یعنی تغییر و تحول. هر روزی با شروع و پایان جدیدش با روزهای دیگه فرق داره. پس این تغییرات رو در آغوش بگیرین و از اونها بهترین ها رو بسازین.
۱۰ . بدون تفریح و سرگرمی کار کردن. همیشه از خودتون لذت ببرین و زمان کوتاهی رو صرف تفریح و سرگرمی کنین. وقتی که لبخند می زنین درست زمانیه که کاری رو درست انجام می دین.


۱۱ . شخصیت ها و زیبایی های تبلیغاتی که باعث احساس ناخوش بودن در شما می شود. زیبایی ظاهری چشم ها رو به خودش جذب می کنه. ولی اخلاق و شخصیت، قلب ها رو مجذوب خودش می کنه. از اینکه خودتون هستین احساس غرور کنین شما همین جوری خیلی زیباتر هستین.
۱۲ . کمبود خواب داشتن. یک ذهن خسته و فرسوده به ندرت قابل بازدهی هست.
۱۳ . بارها کار خاصی را انجام دادن. شما حاصل تجارب تون در زندگی هستین. تجربه ی بیشتر مساوی ست با زندگی دلچسب تر داشتن.
۱۴ . حرص و طمع داشتن. نزارین حرص و طمع راه بهتر شدن رو از شما دور کنه. حرص مثه یه شعله ست که وقتی شما در اوج خوش بختی باشین ممکنه همه چیز رو به آتش بکشه.
۱۵ . قرض و بدهی داشتن. همیشه زیر خط رویاهاتون زندگی کنین. وسایلی که نیازی بهشون ندارین نخرین. همیشه به فکر سود بیشتر باشین. حساب و برنامه ای مدوّن برای ذخیره ی پول هاتون بسازین و به اون پایبند باشین.کتاب “به شما می آموزم که چگونه ثروتمند شوید” از Ramit Sethi رو مطالعه کنین.
۱۶ . رک و رو راست نبودن. با صداقت و راستی زندگی کردن باعث آرامش خاطر می شه و آرامش خاطر داشتن قابل قیمت گذاری نیست. همیشه رک و رو راست باشین و با کسی که صادق نیست، مدارا نکنین.
۱۷ . بی قید و بند بودن.ارتباط صمیمانه داشتن مثه عهدی نانوشته تو آسمون هاست٬رابطه ای متقابل از اعتماد دو طرف. اگه دو طرف کاملا با هم احساس راحتی و خودمونی نداشته باشن اون وقت این دسته از ارتباط و وابستگی هیچ گونه ارزش جنگیدن و بقا نداره و نخواهد داشت.
۱۸ . نا امنی در محیط خانه. اگه تو خونه تون احساس امنیت نکنین هیچ جای دیگه ای این احساس به شما دست نمی ده. خونه تون رو جایی بسازین که وقتی اسم “خونه” رو میارین از این حرف خودتون احساس غرور و سربلندی کنین.
۱۹ . آمادگی نداشتن. زندگی رو نمی شه پیش بینی کرد. همیشه فاصله ی زیادی بین ترسیدن و آمادگی مقابله با ترس وجود داره. همیشه آماده باشین.
۲۰ . تنبلی. این شما هستین که دست به کار می شین و فرصت ها رو یکی یکی به دست می آرین یا اینکه یکی دیگه از راه می رسه و همه ی این فرصت ها رو جلو چشم خودتون از شما می گیره. شما نمی تونین هیچ تغییر یا پیشرفت خاصی رو به وجود بیارین تا زمانی که به صندلی راحتی تون تکیه دادین و فکر میکنین.

به یاد داشته باشین شما فقط یک بار فرصت زندگی دارین، اما اگه همین یک بار رو درست زندگی کنین براتون کافی هست.این زندگیه شماست و تنها کسی که مسؤولش هست شما هستین.

برگردان از اینجا . عباس صفارایی

در بخش: سبک زندگی
۹
 
© 2010 ویزویز
تمام حقوق محفوظ برای ویزویز
کپی مطالب بدون ذکر منبع ممنوع می باشد
Theme Editor :Mehrdad Nayeb
Powerd By Wordpress