“هر چه را بتوانی انجام دهی، خیالش کنی، می توانی آغازش کنی. در جسارت نوعی نبوغ، قدرت و سحر نهفته است.”
یوهان ولفگانگ فون گوته
روی صندلی اتوبوس نشستهاید، ناگهان حبابهای یک فکر بکر و عالی در مغزتان شروع به ترکیدن میکند، یا اینکه دارید توی پیاده رو راه میروید در یک چشم بر هم زدن ایدهای دست نخورده به سراغ شما میآید …
در شما نوعی سر زندگی و هیجان است چون شما چنین افکار خوبی را در ذهنتان دارید.
اما عقربه ثانیه شمار ساعت شروع به حرکت میکند و روزها میگذرند چه بسا که با فرو بستن چشمی ماهها و سالها بگذرند و شما نسبت به ایده و فکری که دارید هیچ گونه کار خاصی را انجام نمیدهید. این زمانی است که زندگی در یک مسیر معمولی برای شما پیش خواهد رفت.
گمان می کنم همگی در چنین شرایط زجرآوری بودهایم.
رویاهایی در ذهن میپرورانیم و نمیدانیم چگونه آنها را به واقعیت تبدیل کنیم. در واقع در طول روز رویاها را مثل تافتههای یک شال به هم میبافیم و در آخر روز وقتی در آغوش فراموشی پلک میزنیم، رویاها دوشادوش خاموشیه گیچ و مبهوت به خواب ابدی میروند و هر چه بافته بودیم به چشم بستنی نخ می شوند.
واقعا چه میتوان کرد تا این همه ایده و فکر را به واقعیت تبدیل نمود:
- یادداشتش کنید.
یک، ایدههای دست نخورده و بکر در ذهن به مدت طولانی ماندگار نیستند. فکر و ایدهی دیگری به مغز شما خطور میکند و فکرتان را مشغول خود میکند آن زمان است که ایده نابتان را مثل آوازی در دل باد به فراموشی خواهید سپرد.
قبل از اینکه ایدهتان را به دست باد بسپارید آن را صاحب شوید و جایی یادداشتش کنید.
راهی بیابید که بتوانید ایده هایتان را صاحب شوید. من از گوشی همراهم استفاده میکنم و برای این کار اپهای مختلفی هم وجود دارد . شما هم می توانید همین کار را انجام دهید یا شاید شما بخواهید از تکه ای کاغذ و قلم استفاده کنید. اما باید از وسیلهای استفاده کنید که مدام در دسترس تان باشد چون هیچ معلوم نیست که در چه جایی و چه زمان فکری خوب به مغزتان خطور میکند. وسیله ای کوچک و قابل حمل، که بتوانید هر ساعت روز آن را با خودتان حمل کنید بهترین وسیله میتواند باشد ٬ به یاد داشته باشید ایدهها زمانی که پشت میزکارتان نشستهاید به سراغ شما نمیآیند .
- ساده نگهش دارید.
بسیار الهام بخش است، وقتی که ایدهای داشته باشید و بتوانید مثل درختی روی بوم نقاشی مدام به آن شاخه و برگ ببخشید و مثل پرندهای به آن پر و بال بدهید. شاید شما بخواهید محصول جدیدتان را داخل بسته ای بگنجانید و با حواشی و سر و صدای زیاد روانه بازار کنید.
یا شاید این فکر را داشته باشید که بخواهید یک بازیکن فوتبال بشوید ولی بدون تمرین داشتن مثل چند روز در هفته، رسیدن به این امر هیچ وقت آن طور که میخواهید میسر نخواهد شد. در هفته ساعاتی را برای فکر کردن و پر و بال بخشیدن به ایدههایتان را اختصاص دهید ولی هیچ وقت به کلیت اصلی ایده و فکر ضربه اصلی وارد نکتید.
این حرف خیلی درست است که وقتی خیزی بلند به جلو بر می دارید احساس خوبی به شما دست می دهد. اما هر چقدر بلندتر خیز بردارید، سختی کار بیشتر و بیشتر می شود زیرا تبدیل کردن این افکار و ایدهها به واقعیت نیز دشوارتر است. درست این موقع زمانی است که احساس ضعف و فلجی به شما دست خواهد داد زیرا تبدیل این افکار به واقعیت مثل وقتی نیست که دارید آنها را خیال بافی میکنید.
برای شروع و گرفتن نتیجه از اکنون شروع کنید و به جای خیالهای بزرگ از رویاهای ساده بهره ببرید. مثلا اگر می خواهید ورزشکار شوید برای چند هفته اول در ۲۰ دقیقه بروید بدوید، یا اگر می خواهید کتابی بنویسید تمرکزتان را بر روی نوشتن کتاب بگذارید نه اینکه به فکر این باشید که کلی حواشی و سر و صدا برای آن به وجود بیاورید.
- بگذار توپ در هوا بچرخد.
روزی ایده ها و فکرهایی که داریم تبدیل به یک خیال میشوند که در آن روز تلاشی نمیکنیم که آنها را تبدیل به قطعه ای از واقعیت سازیم . می توانیم به جای اینکه به خیالبافی کردن ادامه دهیم توپ را به هوا پرتاب کنیم و در جهت تبدیل این افکار و ایدهها به واقعیت قدم بر داریم. یک قدم کوچک انگیزهای است برای تبدیل هر خیال کوچکی به واقعیتی بزرگ ٬ دنیا منتظر همین یک گام هر چند خیلی کوچک است.
اگر می خواهید ورزشکار شوید از همین الان شروع کنید، بروید باشگاه بدنسازی و اسم نویسی کنید لااقل یه جفت کفش ورزشی بخرید، همین چند کار کوچک انگیزه ای است برای شروع پس شروع کنید.
- تا آن قدر که نیاز است خوب باشد ادامه دهید.
پس از اینکه توپ را در هوا به چرخش در آوردید، بعد ار اینکه شروع به تلاش کردن و عرق ریختن کردید و موقعاش رسید که به آنچه که می خواستید برسید، مانند به پایان رساندن کتابی که در حال نوشتنش بودید، یا آهنگی که در حال ساختنش بودید زمان آن است که مانند ناخنی شکسته با سوهان آن را صاف و تمیز و مرتبش کنید.
به پایان رساندن کاری آن هم با توجه داشتن به جنبههای زیباشناسی اثر بسیار مفید و در عین حال بسیار ساده و آسان است فقط نیاز به کمی دقت و حوصله دارد . گرچه رسیدن به آنچه در فکر و خیال شما می گذرد نسبت به واقعیت آنقدرها هم ساده نیست ولی نتیجه نهایی آن چیزی است که شما تمام تلاش خود را کرده اید و از این لحاظ برای شما قابل ارزش و احترام است.
هیچ وقت در هیچ مکانی این حرف را نزنید که آره این کار دیگر تمام شد، این حرف فقط یک راه خروج است به ظاهر ولی در باطن مثل یک دام عمل می کند. کافی است بگویید برای اکنون دیگر به پایان رسیده است، شاید در آیندهای نزدیک یا دور دوباره به سراغش بروید و با دید دیگری به ان نگاه کنید و آنگاه آن را برای همگان به اشتراک گذاشته و بازتاب آنان را ببینید.
اما همیشه به پایان رساندن حس خوبی به همگان می دهد، که شما خالق اثری هستید. احساس آرامشی که به شما این اجازه را میدهد که کار دیگری را شروع کنید.
پس تا جایی ادامه دهید که نیاز است خوب باشد .
پستهای مرتبط
- نوار کاستی که USB میخورد
- شش دلیلی که شما باید زبان بدن تان را تقویت کنید
- Webp ، فرمت جدید گوگل که جایگزین JPEG خواهد شد
- بهترین ایدههای الهام بخش اپل
- راهنمای خرید لپتاپ مناسب برای پدرها




